پدیده ریزگرد از جمله پدیده هایی است که در گذشته در کانونهای فرسایش بادی قدیمی مانند دشت سیستان و تحت شرایط خاص بروز می کرد ولی قریب به یک دهه بروز این پدیده ابعاد منطقه ای و ملی پیدا کرده است.

گردوغبار در خوزستان

پدیده ریزگرد از جمله پدیده هایی است که در گذشته در کانونهای فرسایش بادی قدیمی مانند دشت سیستان و تحت شرایط خاص بروز می کرد ولی قریب به یک دهه بروز این پدیده ابعاد منطقه ای و ملی پیدا کرده است. گرچه بخش مهمی از این پدیده منشاء فرامرزی دارد ولی در مواردی بخشهایی که منشاء داخلی دارند از جمله در استان خوزستان عمق و دامنه اثر گذاری آنها بسیار شدیدتر و بعضا منجر به زیانهای بهداشتی به انسانها و خسارتهای مالی و ایجاد وقفه در فعالیتهای اقتصادی و اجمتاعی می گردد.

برای کنترل این پدیده از منظر کارشناسی راه حلهای متعددی که اغلب برپایه تجربه کنترل تپه های ماسه ای است مطرح می گردد از جمله تثبیت با استفاده از مالچ های نفتی و غیر نفتی، ایجاد پوششی از سنگ و سنگریزه و…. ولی آنچه مسلم است هر یک از کانونهای ریزگرد دارای شرایط مختص خود است و راهکار تثبیت آنها با یکدیگر متفاوت است. اگرچه فعال شدن کانونهای ریزگرد ناشی از تغییرات اقلیمی )خشکسالی و خشکی( و یا بهره برداری نامعقول انسان از اکوسیستم مناطق بیابانی )بیابانزایی انسانی( یا هردو روی می دهد ولی یافتن سهم هریک از این عوامل به دستیابی راهکارهای موثر کمک شایانی می نماید. بطور مثال مستولی شدن خشکسالی در چند سال پیاپی موجب فعال شدن کانون ریزگرد می شود مثال بارز این مورد خشکسالی های اخیر استان خوزستان است که دیمکاران بیشتر زمینهای خود را رها کرده و اکنون بخش بزرگی از این اراضی در جنوب شرق اهواز تبدیل به کانونهای فعال ریزگرد شده است. از این رو توجه به نکاتی که در فعال شدن کانون ریزگرد نقش دارند در کنترل پدیده ریزگرد ضروری می نماید. از سوی دیگر ظرفیتهای طبیعی موجود در محدوده حوضه آبخیز منتهی به کانون نیز می تواند راهکارهای پایداری برای غیرفعال کردن آنها مهیا نماید.

اصولا کانونهای تولید ریزگرد از نظر شکلشناسی به سه دسته نقطه ای، خطی و صفحه ای می توان تقسیمبندی کرد. رویکرد تثبیت در هر یک از کانونهای مذکور متفاوت است

کانونهای نقطه ای بیشتر تالابها، هورها، هامونها و چالابهای شور بیابانی می باشند که در فصول گرم سال و یا در اثر مداخله در چرخه نرمال آب مانند سدسازی بی رویه خشک شده اند. معمولا دارای سطح محدودتر نسبت به دو کانون دیگر بوده و به دلیل خشک شدن و ازبین رفتن پوشش گیاهی طبیعی در اثر چرای بی رویه فعال می شوند. عدم اختصاص حقابه به اکوسیستمهای پایین دست و همچنین احداث بندهای متعدد در حوضه بالادست و یا خشکسالی و تغییر اقلیم باعث تبدیل شدن این ماندابها به کانون تولید ریزگرد شده است. ساده ترین راهکارهای غیرفعال کردن این نوع کانونها رهاسازی آب ، احقاق حقابه ماندابها، اجرای مدیریت چرا در حاشیه تالاب و کمک به احیاء پوشش گیاهی طبیعی آنها از طریق مدیریت چرا و جنگلکاری در حاشیه آنهاست. در برخی مواقع بانک بذر موجود در خاک بستر این کانونها غنی بوده و با اندک رطوبتی سبز می شوند اگرچه در مواردی کمک به احیاء پوشش گیاهی حاشیه این اکوسیستمها با گونه های محافظت کننده خاک می تواند در غیرفعال کردن این کانونها کمک شایانی نماید.

عدم رسیدن آب به پایین دست حوضه های آبخیز در اثر سد سازی ها، بندهای آبخیزداری و ساختارهای برهم زننده سامانه طبیعی هیدرولوژیکی در فعال کردن برخی کانونهای نقطه ای تاثیر بسزایی دارد. هم اکنون تعداد سدهای مورد بهره برداری در کشور به مرز ۶۴۷ رسیده است و علاوه برآن ۱۴۶ سد در مرحله اجرایی و ۵۳۷  سد در مرحله مطالعه است. همچنین بندهای آبخیزداری بیش از آنکه نفوذ دهنده آب در خاک باشند بعلت ترسیب رسوبات ریزدانه تبدیل به حوضچه های تبخیر شده اند که موجب عدم رسیدن آب به پایین دست می- شوند. حدود ۳۲۴ بند و سد آبخیزداری تا سال ۸۹ در استان خوزستان احداث شده است )اداره منابع طبیعی خوزستان (. علاوه بر اینها رفتارهای دیگر توسعه ای نظیر پیدایش مصرف کننده های جدید آب در بالادست موجب فعالتر شدن این نوع کانونهای ریزگرد می شوند.

یکی دیگر از مشکلات اساسی خشک شدن تالابها و دشتهای رسوبی و سیلابی کشور برهم خوردن سامانه هیدرولوژیکی در اثر توسعه ناموزون ساختارهای زیربنایی بخصوص اجرای پروژه های طولی مانند شبکه جاده ها، خطوط ریلی، لوله های نفت و گاز وآب در طول مسیر رودها و آبراهه های فصلی تغذیه کننده است. معمولا قطع آبراهه های فصلی توسط پروژه های مذکور در دشتهای مسطح موجب جمع شدن آب بارندگی در پشت آنها شده و شوریی زایی و پراکنده شدن ذرات خاک را از یکسو و از سوی دیگر موجب عدم رسیدن رطوبت به ماندابها و هورها را بهمراه دارد. بستر خشکیده این کانونها بوسیله بادهای فرساینده تولید ریزگردهای شدیدی می نماید. مثالهای این نوع کانون ریزگرد در کشور بسیارند هور العظیم، هور شادگان، هور شریفیه، هورهای منصوری و شاه حمزه در استان خوزستان و هامونهای شش گانه سیستان.

راه حلهای کنترل و مهار ریزگرد کانونهای صفحهای به دلیل این تفاوتها در بستر شرایط ا جتماعی و مداخلات انسانی سخت تر و پیچیده تر است. معمولا در سطح یک کانون صفحهای کانونهای نقطهای و خطی نیز وجود دارند و در واقع مجموعهای از چند کانون است. تعیین توان تثبیت )بیولوژیک یا فیزیکی( با استفاده از برنامه ریزی سرزمین در سطح این کانونها بایستی پیریزی شود. بهمین منظور تفکیک سطح کانون به واحدهای همگن ازنظر خصوصیات مرفولوژی، خاکی، فرسایشپذیری، پوشش گیاهی و کاربری، واحد برنامه ریزی را شکل میدهد. تمامی موضوعات مورد بررسی در برنامهریزی سرزمین بایستی با رویکرد تثبیت مطالعه شوند. بنابراین تثبیت ریزگردها یک موضوع چند رشتهای است که برای دستیابی به اهداف آن مشارکت کارشناسان رشتههای مختلف ژئومرفولوژی، خاکشناسی، اکولوژی، هیدرولوژی، اقلیم، جنگلکاری، فرسایش بادی، مرتع، زراعت و مسایل اقتصادی و اجتماعی را میطلبد. استعداد و محدودیت خاکها  و کیفیت آب در تولید ریزگرد، مبانی ارائه طریق برای کنترل آن است.

در این راستا اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان با همکاری مرکز تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، موسسه حفاظت خاک و آبخیزداری،  اداره کل هواشناسی خوزستان و دیگر مراکز دانشگاهی و پژوهشی مطالعات جامع و مفصلی شامل مطالعات پایه، مطالعات خاکشناسی، اقلیم شناسی، استفاده از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات جغرافیایی، تدوین انواع مختلف نقشه های رقومی جهت جانمایی و مکان یابی کانون های مولد پدیده گردوغبار، استفاده از انواع نرم افزارهای مهندسی به منظور پایش و رصد پدیده های گردوغبار و … را در خصوص شناسایی ماهیت و علل بروز پدیده گردوغبار انجام داده است که در نهایت منجر به تدوین یک برنامه اجرایی و عملیاتی جهت مقابله با گردوغبار در استان گردید.

 

         * برای دریافت و مطالعه کامل کتابچه این تحقیق ، کلیک کنید *

  • منبع خبر : روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان