سالهای نوجوانی مرحله  مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار میرود، در این دوره از زندگی است که هویتی که سنگ بنای آن در سالهای کودکی گذاشته شده بود، مستحکم تر شده و در همین ایام است که نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی به ویژه تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خودآگاهی (شناخت استعدادها، تواناییها و رغبتها)، انتخاب هدفهای واقعی در زندگی، برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارتهای اجتماعی لازم، شناخت زندگی سالم و مؤثر از مهمترین نیازهای نوجوان است. بنابراین کمک به نوجوان در مسیر رشد و گسترش مهارتهای مورد نیاز برای زندگی بهتر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آنها و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل مهارتهای اجتماعی لازم برای سازگاری موفق با  محیط اجتماعی در جامعه، ضروری به نظر میرسد.

اما در جامعه ما هستند کودکانی که باید کار کنند و کمک خرجِ والدین خود باشند؛ و از آنجا که حتی در بیشتر موارد، میزان درآمد روزانه این کودکان از سوی والدین و صاحبکارانشان از پیش تعیین شده است، لذا طبیعتاً آنچه برای این کودکان و یا نوجوانان اهمیت می یابد ، تامین مخارج خود و یا خانواده است نه تفکر درباره ارزشها و اعتقادات، مفاهیم حقیقت، زیبایی و مرگ و نیستی و …. ؛ و اسفناکتر اینکه کودکان و نوجوانانی که وظیفه اصلی آنان کار و کمک به تأمین درآمد خانواده است، در مسیر پر پیچ و خم کسب هویت، بدون هرگونه پشتوانه و حمایت، به حال خود رها خواهند شد؛ حال آنکه امروزه چالشهای هویتی نقشی سرنوشت ساز را در سلامت روان فرد بر عهده داشته و هویت به عنوان پیش شرطی برای هر نوع عمل، به ویژه عمل اجتماعی و یکی از شروط لازم برای توسعه به حساب می آید. همچنین با توجه به این روند معیوب هویت یابی درکودکان کار و وجود برخی موانع در مسیر هویت یابی آنان، به نظر میرسد که در عزت نفس این کودکان نیز تغییراتی ایجاد گردد؛ چراکه عزت نفس بالا بستگی به نحوه شکل گیری هویت دارد و زمانی که افراد از عزت نفس بالایی برخوردار باشند ولی از هویت  مناسبی برخوردار نباشند، در رفتار خود عزت نفس پایین نشان میدهند.

کودکان کار در یک نگاه کلی در آستانه آسیب پذیری و رفتارهای ضداجتماعی قرار دارند و بیشتر به ورطه بزهکاری میافتند؛ به عبارتی بهتر حتی تعدادی از آنان برخی آسیبها را تجربه کرده و به علت ارتکاب اعمال مجرمانه با پلیس و دیگر نیروهای نظارتی درگیر و سرانجام راهی زندان و یا کانونهای اصلاح و تربیت شده اند. اما بیشتر کودکان خیابانی نه بی خانمان هستند و نه بزهکار؛ بیشتر آنان کار میکنند بی آنکه از پشتیبانی لازم برخوردار باشند و در معرض خطرها و بهره کشی های گوناگون قرار دارند. این کودکان فرصتهایی بس اندک برای رشد و تکامل عاطفی – اجتماعی، آموزشی و اقتصادی دارند. اما با وجود آمار رو به افزایش کودکان کار و لزوم توجه بیش از پیش به این پدیده، آنگونه که باید و شاید این معضل اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته است.

تعریف سازمان بهزیستی كل كشور ایران از كودكان خیابانی:

طبق قانون سامان دهی كودكان خیابانی ایران، ‌فرد كمتر از 18سال تمام كه به صورت محدود یا نامحدود در خیابان به سر می برد،‌ اعم از كودكی كه هنوز با خانواده خود تماس دارد و از سر پناه برخوردار است و یا كودكی كه خیابان را خانه خود می داند و رابطه او با خانواده به حداقل رسیده و یا اساسا چنین ارتباطی وجود ندارد، ‌كودك خیابانی نامیده می شود.

نگاهی به آمارهای موجود در خصوص کودکان کار وخیابان:

وضعیت تحصیل كودكان كار در ایران

طبق  تحقیق سازمان بهزیستی كشور در مورد كودكان كار و خیابان ( ١٣٩٢ – ١٣٩١ ) : ٢/ ٤ درصد از كودكان كار و خیابان كمتر از سن ورود به مدرسه هستند . ٣٤ درصد در حال تحصیل ، ٤٠ درصد ترك تحصیل كرده اند و ٢٤ درصد اصلابه مدرسه نرفته اند.

آسیب های وارده بر كودكان كار و خیابان در ایران تحقیق سازمان بهزیستی كشور درباره وضعیت مصرف مواد مخدر در كودكان كار و خیابان ( ١٣٩٢ – ١٣٩١ )،حدود ٥ درصد از پسران و حدود ١ درصد دختران دارای سابقه مصرف مواد بوده اند

ضرورت و اهمیت طرح:

از آن جا که کودکان عامل حفظ بقای جامعه هستند و میزان رشد و بقای هر جامعه بستگی به رسیدگی و تربیت صحیح به کودکان است لذا حفظ حقوق و توسعه فردی و اجتماعی و فراهم آوردن زمینه رشد همه جانبه این گروه از جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است و در این صورت است که کودکان می توانند مراحل کودکی خود را به سامت طی نموده و در زمینه های مختلف اجتماعی ، تحصیلی و حرفه ای برای زندگی آینده آمادگی کامل را کسب نمایند.

اما در این بین به دلیل بروز پاره ای از مسایل و نابسامانیها ی اجتماعی و پدیده های هم چون فقر حاشیه نشینی ، نابرابری های اجتماعی ، جنگ مهاجرت و …. برخی از کودکان در جوامع از امکان

ادامه روند رشد طبیعی و زندگی مثل سایر کودکان در محیط خانواده سالم باز می مانند و بناچار در شهرهای بزرگ و مکانهای پرتردد به کار و یا زندگی در خیابان رو می آورندکه این نوع زندگی آنان را در معرض مخاطرات بسیار چون سوء تغذیه ، محرومیت از تحصیل، محرومیت از بهداشت و سامت، استثمار، سوء تغذیه و مرگ قرار داده و از طرفی جامعه را نیز دچار مخاطرات و آسیبهای اجتماعی می کند. لذا به منظور ساماندهی کودکان کار و کاهش بزه و جرم اداره کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری خوزستان با مشارکت اداره بهزیستی استان ، 2 مرکز آموزشی- حمایتی در اهواز و 4 شعبه در شهرستان های اندیمشک،دزفول،آبادان و مسجد سلیمان راه اندازی کرد.

اهداف اصلی :

هدف اصل از اجرای این فعالیت کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از کار و زندگی کودکان در خیابان می باشد.

اهداف فرعی :

حمایت از کودکان خیابانی

– کاهش آسیب های اجتماعی وارد بر کودکان خیابانی

– ارتقاء کیفیت زندگی کودکان خیابانی و خانواده های آنان

– سالم سازی محیط زندگی در شهرها

گروه هدف:

کلیه کودکان خیابانی در استان خوزستان که واجد شرایط قید شده در بخش شرایط پذیرش این دستور العمل باشند.

تعریف کودک خیابانی:

به افراد زیر 18 سال اعم از (دختر و پسر ) اطلاق می گردد که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان هستند.

عوامل مهم در پیدایش كودكان خیابانی:

1-    عوامل اجتماعی:

الف) فقر و عدم‌ توزیع عادلانه ثروت:

کشورهای در حال توسعه که براساس شاخص‌های فقر انسانی از نظر توانایی بقا، آموزش‌ و‌پرورش و استانداردهای زندگی در پایین ‌تر از حد مقیاس قرار دارند، بیشترین تعداد کودکان خیابانی را به‌خود اختصاص می‌ دهند. افزایش بی‌ خانمانی در کشورهای صنعتی نیز حکایت از فقر و نابرابری در دستیابی به امکانات موجود در جامعه دارد. براساس آمار یونیسف از هر کودک در بعضی از کشورهای صنعتی بیش از یک نفر در خانواده‌های زیر خط فقر زندگی می ‌کنند.

ب) عدم ‌سیاست‌ گذاری دولت‌ها در زمینه کنترل جمعیت:

‌جمعیت ایران در فاصله زمانی40سال بیش از 3برابر افزایش داشت. جمعیت 19میلیون نفری ایران در سال1335 در سال1375 به بیش از 60 میلیون نفر افزایش داشت. میزان رشد جمعیت در دهه‌های مذکور بالاترین نرخ‌های رشد جمعیت در جهان بوده است.

ج) سیاست ‌گذاری نادرست دولت‌ها به ‌ویژه در رسیدن به تکنولوژی اتمی یا نظامی:

این سیاست‌ گذاری منجر به کاهش خدمات اجتماعی یا رفاهی می‌‌ شود. با بررسی نظام ‌های سیاسی کشور‌های دارای کودکان خیابانی درمی‌ یابیم که اغلب دولت‌های این کشورها، دولت سیاسی محسوب می ‌شوند نه دولت‌ های رفاهی. هدایت سرمایه‌های جامعه به سوی طرح ‌های نظامی و اتمی به‌ خصوص در کشورهای در حال توسعه می ‌تواند با کاهش خدمات رفاهی همراه شود.

د) بی‌ تفاوتی نسبت به اشتغال کودکان و عادی شدن کار کودکان در جامعه

ه) بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مثل فروپاشی بلوک شرق

و) جنگ یا اغتشاشات داخلی

ز) مهاجرت ‌های ملی( درون مرزی). در ایران جنگ به تأثیر‌پذیری جامعه از سنتی به صنعتی و مهاجرت‌های ناشی از آن دامن زد.

ن) مهاجرت‌ های بین ‌المللی به ‌خصوص در ایران مهاجرت افغان ‌ها مهم‌ ترین جنبه مهاجرت‌ های بین‌ المللی و پیوند آن با خیابانی شدن کودکان محسوب می‌ شود.

2- عوامل خانوادگی:

علاوه بر فقر اقتصادی خانواده موارد زیر به ‌عنوان عوامل خانوادگی مؤثر بر خیابانی شدن کودکان اشاره دارد: جمعیت زیاد، بی ‌سوادی یا کم سوادی خانواده، فوت یا جدایی والدین، ازدواج مجدد آنان و روابط نامشروع( این مورد در آفریقا بسیار شایع است)، معلولیت، بیماری یا معلولیت والدین، اعتیاد والدین، بزهکار بودن یکی از اعضای خانواده، درگیری و وجود بحث‌ های مداوم والدین با یکدیگر، کودک آزاری( آزار جنسی، هیجانی- عاطفی، غفلت و عدم ‌مراقبت)، سختگیری نسبت به کودکان و رها کردن آنها در خیابان به ‌ویژه تأثیر عمده در کارتن خواب شدن کودکان دارد.

خانواده‌ های دچار تشنج از مهم ‌ترین عوامل خیابانی شدن کودکان هستند. کودکی که در خانواده فقیر زندگی می ‌کند، به ناچار باید برای بقای خود و خانواده‌‌اش در خیابان به سختی کار کند و کودکی که در خانواد‌ه‌ای به سر می‌ برد که به‌ دلیل عدم‌ امنیت و عشق و محبت دچار تشنج است، زندگی خیابانی را با وجود وضعیت دشوار آن بر چنین وضعیتی ‌ترجیح می ‌دهد.

کودکان خیابانی معمولا در خیابان به سر می ‌برند. آنها برای احساس امنیت بیشتر به کسانی روی می‌ آورند که تجربه خیابانی بودن را دارند. این کودکان از حمایت خانواده در خیابان بی ‌بهره‌اند از این ‌رو به گروه‌های خیابانی می‌ پیوندند و در این گروه‌ها معنویت خود را جست‌ وجو می‌ کنند و کودک به ‌تدریج با ارزش‌ها، هنجارها و اخلاق خیابانی آشنا می ‌شود.

این کودکان طرز لباس پوشیدن ویژه‌ای دارند. هرچه کودک کم سن‌ تر باشد، ژولیده‌ تر و کثیف ‌تر است زیرا مردم معمولا به کودکان آراسته و تمیز کمک نمی ‌کنند. آنها به مرور زمان لهجه خیابانی را می ‌آموزند. این زبان وسیله ‌ای برای ارتباط با سایر کودکان کارتن خواب است که به مرور حتی در برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه نیز به کار می‌ رود.

مشكلات پیش بینی شده برای كودكان خیابانی:

1-    مشكلات اجتماعی:

فقر و بی سوادی: كودكان خیابانی با خطر از دست دادن امكانات اساسی هم چون بهداشت و آموزش برای برخورداری از یك زندگی سالم روبرو هستند.

تبعیض و فقدان منابع قابل دسترسی: برنامه ریزان اجتماعی هنگام برنامه ریزی و طراحی برنامه ها، نیازها و مشكلاتی نظیر وضعیت اشتغال كودكان خیابانی را در نظر نمی گیرند و برنامه های مداخله ای مناسبی برای تسهیل دسترسی آنها به خدمات اجتماعی طراحی نمی كنند.

خشونت محیطی: خیابان محیطی ناایمن است كه احتمال سوء‌ استفاده و آزار كودك در آن بالاست.

برچسب خوردن: جامعه معمولا به كودكان خیابانی به عنوان كودكان دشواری می نگرد كه عامل بروز مشكلات بسیاری در سطح جامعه اند. اغلب مردم گمان می كنند كودكان خیابانی افرادی غیر قابل كنترل و خشن اند كه به سوء مصرف مواد و یا فروش مواد مخدر می پردازند، ‌پایبند مسائل اخلاقی نبوده و تمام توانایی خود را برای عشق ورزی و مهربانی از دست داده و گرایشات شورش گرانه دارند. در نتیجه نسبت به وضعیت رقت بار این گروه از كودكان احساس همدلی نمی كنند و همین نگرش منفی می تواند موجب عدم توجه و حقوق و حمایت از این كودكان درجامعه شود.

2-    مشكلات جسمی:

عدم تغذیه مناسب: با این كه بعضی از كودكان خیابانی قادر به تامین غذای كافی برای خوردن هستند، اما از رژیم غذایی مناسب برخوردار نبوده و همین امر منجر به سوء تغذیه، ‌كم خونی و كمبود ویتامین در آنها می گردد.

جراحات: نظیر جراحت های ارادی شامل( جراحت های ناشی از خودزنی در مواقع مستی و یا افسردگی) و یا جراحت های ناخواسته مثل استفاده از ابزاری كه برای بزرگسالان طراحی شده است.

مشكلات جنسی و بهداشت باروری:‌ با آنكه مشكلات جنسی وعدم رعایت بهداشت باروری، ‌پسران و دختران خیابانی را تحت تاثیر قرار می دهد اما دختران خیابانی در برابر آزار جسمی و جنسی و سوء ‌استفاده آسیب پذیرترند. مشكلات بهداشت جنسی و باروری ناخواسته شامل بیماری های منتقله از طریق جنسی نظیر ایدز و بیماری های مقاربتی، ‌حاملگی های ناخواسته وسقط جنین ناایمن می باشد.

مشكلات بهداشتی: بیماری هایی نظیر سل، ‌مشكلات پوستی، ‌دهان و دندان و بیماری های انگلی كه در صورت وجود تسهیلات درمانی به سادگی قابل درمان است، ‌میان كودكان خیابانی شایع است.

3- مشكلات روانی:

گذشته پرفشار: بسیاری از موقعیت ها و حوادثی كه موجب رانده شدن این كودكان به خیابان می شود( فجایع طبیعی و غیر طبیعی، سوء ‌استفاده و بهره كشی، ‌تعارضات خانوادگی و غیره) تاثیرات مداومی بر زندگی آنها خواهد داشت و موجب می شود كودكی كه بر اثر تعارضات و مشكلات خانوادگی به خیابان روی آورده است تا سال های متمادی از حمایت مادی و معنوی والدین خود محروم بماند تا جایی كه حتی در بزرگسالی و پس از اینكه دارای فرزند شد، خود و فرزندش نیز از حمایت نسل قبلی بی بهره خواهند ماند و همین امر اثر زیادی در شرایط زندگی آنان می گذارد.

سبك زندگی موقتی( خانه به دوشی): ‌كودكان خیابانی در برخی مناطق، ‌غالبا از یك منطقه شهری به منطقه دیگر و یا از شهری به شهر دیگر در حال مهاجرت اند. این مهاجرت گاه بر حسب میل و گاه اجباری( برای پنهان شدن از دست پلیس و غیره) صورت می گیرد. همین سبك زندگی منجر به بروز مشكلاتی نظیر انزوای اجتماعی، تنهایی و اختلال در ایجاد دلبستگی های عاطفی نسبت به افراد خاص می گردد.

بهداشت روانی: كودكان خیابان كه فشارهای روانی بسیاری را تجربه می كنند در مقابل ابتلا به اختلالات روانی و یادگیری آسیب پذیرترند و این درحالی است كه آنها مراقبت وحمایت لازم روانی را دریافت نمی دارند.

سوء مصرف مواد: ‌بسیاری از كودكان خیابانی به مصرف مواد مخدر و روان گردان روی می آورند و همین رویكرد منجر به مصرف بیش از حد مواد، ‌افزایش احتمالی بروز حوادث ناشی از مصرف مواد، خشونت، ‌حاملگی ناخواسته و برقراری ارتباط جنسی ناایمن می گردد

روند اجرایی طرح:

۱. مرحله شناسایی و جذب: مددکاران با تشکیل گروه سیار با کمک سازمان های مردم  نهاد تعیین شده، توانستند به شناسایی این کودکان بپردازند و چنانچه امکان بازگشت به منزل برای شان فراهم بود، این کار صورت گرفت. (تمام کودکان کار و خیابانی شناسایی شده کارتن خواب یا بدسرپرست نبودند )

۲. مرحله طبقه بندی کودکان: در این مرحله مددکاران با همکاری روان پزشکان، روان شناسان، پزشکان و مشاوران حقوقی کودکان را طبقه بندی کردند که برای این کار اقداماتی ضروری ذیل صورت گرفت، از جمله:

تشکیل پرونده

بررسی خصوصیات زیستی و روانی و اجتماعی کودک با همکاری متخصصان از جمله روان پزشکان، روان شناسان، پزشکان، مشاوران حقوقی و یا دیگر متخصصین

بازدید از منزل و ارتباط با خانواده کودک (در صورت داشتن خانواده)

پیگیری درمان جسمی کودک همراه با پزشک

پیگیری برای حضانت کودکان با همکاری مشاور حقوقی موسسه و از طریق دادگستری (در صورت لزوم)

درمان اختلالات رفتاری با همکاری روان شناس و روان پزشک

درمان اعتیاد و مشکلاتی از این نوع

ارجاع به خانواده یا موسسه مربوطه و.. .

این ها بخشی از اقدامات انجام شده در طرح کودکان خیابانی است و با توجه به وضع هر کودک متفاوت انجام شد.

  1. مرحله سامان دهی کودکان: بهترین ارجاع، بازگشت به خانواده است،در این مرحله مددکاران اجتماعی پس از بررسی های لازم کودکان را به خانواده ارجاع دادند.

اقدامات انجام شده در مرحله ساماندهی:

1) فراهم کردن زمینه نگه داری کودکان در موسسات دولتی یا غیردولتی.

2)  فراهم کردن زمینه آموزش کلاسیک (سوادآموزی) از طریق آموزش و پرورش، نهضت سواد آموزی و سایر نهادهای مربوطه.

3) فراهم کردن زمینه آموزش مهارت های زندگی و مقابله با مشکلات به منظور کاهش آسیب های اجتماعی و خطرها در این کودکان.

4) فراهم کردن زمینه آموزش حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی.

5) فراهم کردن زمینه آموزش مهارت های فنی و حرفه ای برای کودکان بالای 15 سال.

فراهم کردن زمینه استفاده از برنامه های فرهنگی، تفریحی و ورزشی.

عرضه ی خدمات بهداشتی و درمانی و.. ..

مشاوره

جلسات مشاوره به دو صورت فردی و گروهی اجرا شد

جلسات گروهی

تمرکز آن بیشتر بر روی مسائلی است که در جلسات آموزشی مهارت های زندگی برجسته شده بود. در این جا مشاور به عنوان تسهیلگر، عمل و به افراد کمک کرد. از آن جا که کودکان خیابانی پس زمینه هایی از درد و رنج دارند، جلسات گروهی به آن ها کمک کرد تا با یک دیگر ارتباط برقرار کنند، دردهای خود را بدون مانع با یک دیگر در میان بگذارند و در بین خودشان اعتماد و حمایت ایجاد کنند.

جلسات فردی

مشاوره فردی، ارتباطی چهره به چهره میان مشاور و مراجع بود و در آن مشاور به مثابه یک تسهیلگر به مراجع کمک کرد تا در یک روند درمانی، به اهداف مورد نظر دست یابد.

تمرکز مشاوره فردی، بر روی مسائل و موضوعات عمیق عاطفی انجام شد. مشاور ابتدا با ایجاد یک رابطه حرفه ای (رپورت) و جو اعتماد و سپس با درمان رفتاری و شناختی و.. . به مراجع کمک کرد تا از این آلام آسوده گردد.

نتایج طرح

اداره کل بهزیستی استان خوزستان از طریق طرح حمایتی آموزشی کودک و خانواده به منظور ساماندهی وضعیت کودکان کار در کلان شهر اهواز تاکنون (211نفر)کودک کار و در شهرستانهای اندیمشک( 136 نفر)، مسجدسلیمان(100 نفر)، آبادان(61 نفر)، دزفول(38 نفر) شناسایی و ارائه خدمت نموده است.

اهم اقدامات صورت گرفت

ردیف خدمت ارائه شده سال 96(به نفر)
1 خدمات رفاهی(ارزاق. البسه ، کیف ، کفش) 172
2 کلاس ها و خدمات آموزشی 430
3 خدمات پزشکی 160
4 مشاوره و آموزش مهارت های زندگی 180
6 آموزشهای فنی حرفه ایی 18 نفر از والدین
7 تشکیل دو تیم فوتسال 42
8 برگزاری جلسات پیشگیری از HIV و تست HIV از کودکان و خانواده 125

راهکارها و پیشنهادها

در مورد کودکان کار – که به علت نیازمندی و فقر مجبور به کار در خیابان هستند – بایستی از طریق حمایت از خانواده و فراهم کردن زمینه توانمندسازی مانع حضورشان در خیابانها شد که این امر منوط به حمایت های منطقی دولت خواهد بود. این حمایت ها باید زمینه قادرسازی آن ها را فراهم کند و گداپروری و تنبلی را گسترش ندهد و به گونه ای هم نباشد که افراد حاضر نشوند دست از کار در خیابان بکشند چون میزان درآمد آنان گاها بسیار بیشتر از حمایت سازمان های دولتی و نهادهای عمومی است.

هر گونه اقدام جهت پیش گیری یا کنترل پدیده اجتماعی کودکان خیابانی مستلزم شناخت این گروه در دسته بندی هایی است که به آن ها اشاره گردید اما این پیش گیری و کنترل نیازمند ابزارهای ویژه ای هستند که دستگاه اجرایی، سازمان های غیردولتی و مراکز خیریه ای، نقش تاثیرگذاری بر آن دارند. از مهم ترین این عوامل می توان به:

*حساس شدن و فعال شدن نهادهای دینی نسبت به پدیده ی کودکان خیابانی،

*حمایت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از طریق سازمان های غیردولتی از خانواده های کودکان خیابانی و گسترش سیستم تامین اجتماعی،

*ایجاد و گسترش مراکز شبه خانواده برای کودکان خیابانی فاقد خانواده همچون سپردن آنان به خانواده های فاقد فرزند، برای آن دسته از کودکان خیابانی که فاقد والدین هستند،

*ایجاد مراکز سیار و موقتی به عنوان سرپناه برای کودکان فاقد خانواده،

*تامین و ایجاد سرپناه شبانه و ارائه آموزش های کارهای فنی و حرفه ای،

*ارائه خدمات مددکاری در محل حضور کودکان خیابانی در خیابان ها،

*تفکیک بین دختر و پسر خیابانی جهت پیش گیری و کنترل آسیب های اجتماعی،

*ضرورت رویکرد اجتماعی به این پدیده و توجه به این که خیابانی بودن جرم نیست ولی می تواند منجر به جرمی همچون بزه کاری گردد،

*مطرح کردن بحث کودکان خیابانی از طریق نشریات، صدا و سیما و حساس ساختن مردم نسبت به مشکلات کودکان خیابانی

*توسعه و تجهیز منابع انسانی برای کار با کودکان و نوجوانان خیابانی در موسسات دولتی و غیردولتی

*تجهیز و فعال نمودن نهادهایی که در سطح شهرداری ها، دولت و سازمان های غیر دولتی، با حقوق کودکان و نوجوانان سرو کار دارند

* استفاده از تجربیات موفق سایر کشورها در امور سامان دهی و بازپروری کودکان خیابانی اشاره نمود.

به منظور کاهش مشکلات این کودکان ما نیازمند اتخاذ راهبردهایی در سطح کلان (با افزایش سطح رفاه اجتماعی، ترویج برابری فرصت های آموزش، درمان و تحصیل، عدالت اجتماعی) و در سطوح میانی و خرد (انجام پژوهش های بنیادین و مبتنی بر شواهد با هدف شناسایی مشکلات واقعی این کودکان و نحوه ارایه خدمات موثر به آنها، بهره گیری از نظر نخبگان و متخصصان و سازمان های غیر دولتی فعالی و اتخاذ برنامه های جامع میان مدت، کوتاه مدت و بلند مدت) هستیم.

از آنجا که اکتساب اجتماعی، محور اصلی رشد اجتماعی، شکلگیری روابط اجتماعی، کیفیت تعاملهای اجتماعی، سازگاری اجتماعی و حتی سلامت روان فرد به شمار  می آید، در این طرح آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان کار و خیابانی و این که چگونه و با چه کیفیتی در جمع حضور یابند و رفتارهای متناسب و مقبول از خود بروز دهند، در الویت قرار گرفت. هدف طرح ساماندهی کودکان کار، حذف کودک نیست، بلکه شناسایی و تامین نیازهای این افراد از جمله: توانمندسازی خانواده‌های کودکان کار و خیابان،پرداخت کمک‌ هزینه آموزش، ودیعه مسکن، اجاره‌بها، پرداخت کمک‌ هزینه لوازم ضروری زندگی و بازگشت به مدرسه اهداف اصلی این طرح می باشد.